با سلام

 

جانم برای دوستان جانی بگوید که این روزها هرکس من را می بیند از حال و روز غزل امروز گلایه دارد که خیلی خیلی تنبل شده و جنب و جوش گذشته را ندارد.

بخشی از دلایل را قبلا نوشته ام و فقط می توانم دلخوش باشم به اینکه در آینده سعی کنم نظم و ترتیب بهتری به این صفحه بدهم.

گفتنی هایی که یادم هست یکی اینکه حدود 50 نفراز دوستان از طریق ایمیل من در مسابقه شرکت کرده اند و خواسته اند که نامشان محفوظ بماند. به هرحال فرصت تمام شد .

 

نکته ی دیگر اینکه به همت دوست شاعرم حمیدرضا وطنخواه جلسه ی هفتگی انجمن غزل اصفهان بازگشایی شده  و روزهای چهارشنبه ی هر هفته رآس ساعت 5/4 بعدازظهردر محل خانه ی هنرمندان اصفهان برگزار می شود. از کلیه دوستان اصفهانی و غیر اصفهانی دعوت می شود در این جلسه ی تخصصی حضور یابند.

 

دیروزیعنی یکشنبه پانزدهم شهریورماه نشست ادبی امید نجف آباد به بررسی آخرین مجموعه سعید بیابانکی (نه ترنجی نه اناری) اختصاص داشت. این جلسه هفته ی آینده یعنی روز بیست و دوم اردیبهشت ماه به نقد ونظر پیرامون مجموعه« اینک تو در مقابل من ایستاده ای » اثر عباس کیقبادی خواهد پرداخت.

 

هفته گذشته میزبان استاد محمدعلی بهمنی و دوست خونگرممان جواد ضمیری بودم و مطلع شدم که روز 18 شهریورماه درشهرستان رشت جلسه ی بزرگداشتی با یاد شیون فومنی برگزار خواهدشد و استاد بهمنی نیز در جلسه ی مذکور به سخنرانی خواهند پرداخت. ضمن بزرگداشت یاد عزیز شیون امیدواریم که دوستداران غزل ازا ین جلسه بهره لازم را ببرند.

 

اما غزل:

به لطف دوست نازنینم محمدجواد آسمان مجموعه « فصل های خالی از کبوتر» گزیده شعر امروز نیشابور که به همت استاد گرانقدر خدابخش صفادل گردآوری و تدوین شده است به دستم رسید. در این مجموعه که بخش عمده آن را غزل تشکیل می دهد آثار حدود 40 نفر از جوانان نیشابوری به چاپ رسیده ایت و بنا به گفته گردآورنده توفیق چاپ آثار 80 نفر از شاعران جوان نیشابور نیز دراین مجموعه دست نداده است.

بنده به عنوان یکی از مخاطین جدی شعر و خاصه غزل پیش از این با آثار ، اسامی و چهره های بعضی از شاعران عزیز نیشابور آشنا بوده ام ولی آنچه این مجموعه پیش رویم گذاشت تلقی دقیق تری را باعث شد.

شاید ندانید که نیشابور به اندازه تمام خراسان (حتا شاید بیشتر) شاعر جوان مشتاق و پیگیر داشته باشد. در این بین بعضی چهره ها مثل ابراهیم لگزیان و عباس کرخی به نسلی جلوتر برمی گردند وچهره های تازه تری مثل علیرضا بدیع نیز باعث مباهات این روزهای شعر نیشابور هستند. البته من بیشتر در مورد غزل حرف می زنم وگرنه آثار سترگ کسانی مثل جلال بتویی در شعر سپید نیز جایگاه خود را دارند.

اما آنچه بیشتر از هرچیز در این مجموعه جلب نظر می کند این است که جز در آثار عده ی معدودی اکثر آثار در حال و هوای کاملا مشابهی که چندان متمایز و متشخص نیست محدود می شود.

نکته ی دیگر اینکه دراغلب آثار سهل انگاری های زبانی به حس وحال تازه و دوست داشتنی آثار لطمه واردکرده است.

مشکل دیگر بعضی از غزل های تازه تر، فانتزی گرایی بی هدفی است که این روزها در آثار جوان ترها دیده می شود بدون اینکه استدلالات فرمی وروایی کافی در متن وجود داشته باشد. مشکلی که برای خیلی ها از جمله من مخاطب باعث نگرانی شدید برای غزلسرایان نسل آخر شده و می شود. بدون هیچگونه تعارفی لازم می دانم که این نگرانی را به جوان ترهای نیشابوری هم ابراز کنم.

اما آنچه بسیار دلگرم کننده و امیدبخش است جدیتی است که در حرکت این نسل پدیدار است و مطمئنا به قله های رستگاری راه خواهد برد.

به نظرمن در این مجموعه بهترین آثار زیر نام علیرضا بدیع منتشرشده اند اگرچه این بهترین ها بهترین آثار او نیستند. توجه به این نکته برای او ضروری است که شاعر منتقد اجتماعی نیست اگرچه باید شعرش اجتماع را هم نقد کند. باید متوجه باشد که غزل ، غزل است و هویتی خاص دارد که باید با عصاره ی همان هویت به سراغش رفت. او اگر بهترین غزلسرای نسل نوی غزل ایران نباشد یکی از بهترین هاست ولی به شرط اینکه دنبال هستی شناسی خاص خودش برود و فریفته بعضی شکلک ها که به عنوان شکل و فرم به غزل امروز پیشنهاد می شود نشود.او ثابت کرده که می تواند پیشنهادکننده خوبی برای غزل امروز باشد.

ایمان کرخی نیز با آثار قابل توجهش ازاین قاعده مستثنی نیست با این قید اضافه که در عرصه زبان نیاز به تنیدگی ارگانیک بیشتری دارد.

شاید در بین اسم هایی که دراین مجموعه هست هادی خورشاهیان با توجه به اقامت در مرکز و چاپ چند اثر از همه شناخته شده تر باشد. نظر من در مورد او که اتفاقا خیلی پیگیر و پویاست این است که به نظر می رسد دغدغه ارائه ی فضاهای تازه بدون پیش آمد ضرورت های ساختاری و ماهیتی غزل او را دچار نوعی سرگردانی همواره کرده است . فضاهای آثار او کمتر پرداختی یکدست دارند  و انگار نوعی عجله باعث می شود که او همه چیز را نیمه گفته رها کند و بگذرد. شاید این که او داستان هم می نویسد مهمترین دلیل این پریشانی باشد. مسلما روایت در شعر و داستان با همدیگر متفاوت هستند.

کسانی که در مورد آثارشان حرف زدم صاحبان آثاری هستند که نشانگر دغدغه های تازه جویانه ی صاحبانشان هستند. از اسم های درخور توجه دیگر این مجموعه محمد صابری تولایی ست . او شاعری است که همیشه نشان داده می تواند در شعر چیز دیگری باشد ولی اینکه هربار به گوشه ای سرک می کشد مجال کمتری به او می دهد که تشخص و تمایز خود را به رخ بکشد. من به عنوان یکی از دوستداران او و آثارش امیدوارم که همواره او را پویا و تاثیرگذار ببینم.

کسانی مثل مرتضی آخرتی و جواد گنجعلی نیز در فضای ذهنی دیگری به غزل می پردازند که شامل انتظارات من به عنوان یک مخاطب نمی شوند.

 

به هر حال امیدوارم که شعر نیشابور با داشتن پشتوانه هایی مثل استاد خدابخش صفادل روزهای بهتری را شاهد باشد و دوستان من نیز بیش از پیش مایه ی مباهات من و غزل شهرستان ها باشند.

 

در ادامه آثاری از این مجموعه را می آورم تا بی نمکی حرف های من را فراموش کنید.

 

ایجاز شاعرانه ی چشم تو تاکنون

ما را کشانده است به اعجازی از جنون

هرروز در هوای تو پرواز می کنیم

هرروز می شویم چو خورشید سرنگون

تا آستین به قصد تو بالا زدیم ، شد

شمشیرهای تشنه به خون از کمر برون

باید امید هرچه فرج را به گوربرد

بیهوده می بری دل ما را ستون...ستون

این شعر ، هم ردیف غزل های چشم توست

زخمی نزن که قافیه افتد به خاک و خون

 

 

                                                            مرتضی آخرتی  

  

 

تور بر سینه ی سراب نشست ، لرزه بر آبشار نور افتاد

پیرمردی سوار بر قایق ، باز دریا دلش به شور افتاد

آمد و تور نخ نمایش را باز همخوابه کرد باامواج

قهرمان همیشه ی دریا _ آن پری _ آخرش به تور افتاد

ماهی سرخ و کوچک دریا رفت و دیگر کسی ندید او را

روزی از روزهای بارانی توی تنگابه ی بلور افتاد

او که هرروز با رفیقانش بال در بال موج می رقصید

آه ! تصنیف موج یادش رفت ، از رفیقان خویش دور افتاد

شانزده سال بعد از این قصه با تمام وجود حس کردم

من همان ماهی ام که چندی پیش دل به دریا زد و به تور افتاد

 

                                                           علیرضا بدیع

 

در نوبت های آینده هم به درج آثار دوستان نیشابوری خواهم پرداخت.اما قصد دارم از این نوبت هربار بحث هایی را مطرح کنم و نظرات دوستان را جویا شوم.برای اولین نوبت سؤال مهمی دارم.تفاوت روایت در شعر و داستان چیست؟ 

  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸۳