سلام
جانم برايتان بگويد كه اين‌روزها به‌قول بزرگترها امر خيري در پيش‌است و خلاصه سرپرسوداي بنده شلوغ‌تر از گذشته.سر احسان‌خان نوري هم كه شلوغ‌تر از من.چه مي‌شود كرد؟جز اينكه دل به لطف دوستان ببنديم و اميدوار باشيم كه اين تأخيرات ما و پاسخ‌ننوشتن بر پيام‌هايشان را ببخشند.
خبري كه فكر مي‌كنم مهم‌تر از همه باشد اينكه روز 22 ارديبهشت‌ماه سال جاري مراسم نكوداشت ماه‌بلند غزل معاصرايران حسين منزوي در دانشگاه‌شهيد بهشتي تهران برگزار خواهدشد.در اين برنامه نام‌هاي آشنايي از قبيل م،آزاد،منوچهر آتشي،مفتون اميني،قيصرامين‌پور،جلال ذوالفنون،مهدي‌آذرسينا و … حضورخواهنديافت و به سخنراني و شعرخواني خواهند‌پرداخت.بزودي اطلاعات دقيق‌تري در خصوص اين برنامه در اختيار علاقمندان خواهيم‌گذاشت.
اما بعد…
ظرف اين مدت چند مجموعه‌ي غزل به‌دستم رسيد كه ضمن تبريك به مؤلفين آنها و سپاس از آنها به معرفي مختصري مي‌پردازم.البته اغلب دوستان احتمالا با اين مجموعه‌ها آشنا هستند.از هر مجموعه نيز به‌صورت اتفاقي غزلي انتخاب مي‌كنم و مي‌نويسم.
1-شيرين‌تر از فرهاد – زهرا باقري – انتشارات جهان ايمان – 1382 كه به لطف عزيز نازنينم مجيد چارباغي به‌دستم رسيد.سركار خانم باقري از شاعره‌هاي نيشابور هستند و در اين مجموعه‌ي 127 صفحه‌اي حدود صدغزل به همراه تعدادي رباعي و شعر آزاد به‌چاپ رسانده‌اند.داوري در مورد اين مجموعه را به‌عهده‌ي دوستان مي‌گذارم و غزلي از اين مجموعه را برايتان مي‌نويسم.

اگرچه با توبودن نيست اينجا جز تباه محض
به‌هركه رو كنم بعد از تو يعني اشتباه محض

اگر بي‌تو تمام هستي‌ام گندم بروياند
كنار تو قناعت مي‌كند قلبم به كاه محض

بدون تو تمام جاده هاي روشن و هموار
برايم مي‌شود تاريك‌تر از كوره راه محض

بيا درمان‌كن اين ماده‌پلنگ خسته را يك‌شب
كه درويش سكوت‌است و تو واين كوره‌راه محض

وبعد از ‌آن‌همه كوچ صبورانه به عشق تو
زني كولي به‌جامانده سراپايش گناه محض

2-شكلكي براي مرگ – جليل صفربيگي – انتشارات فراگاه –1382
با توجه به‌اينكه جناب صفربيگي ازدوستان وبلاگ‌نويس هستند،احتمالا اكثر دوستان اين مجموعه را مي‌شناسند و ديده اند.به هرحال از ايشان و آقاي ثابت‌قدم كه اين مجموعه را به‌دست بنده رساندند سپاسگزارم.در اين مجموعه 18 غزل و تعدادي رباعي و دوبيتي به شعردوستان عرضه‌شده‌است.

ماه(2)
بعد از سلام عرض شود خدمت شما
مانيزآدميم بلانسبت شما

بانوي من زياد مزاحم نمي‌شوم
يك‌عمر داده‌است دلم زحمت شما

باوركنيد باز همين چندلحظه پيش
با عشق بازبود سر صحبت شما

اما ! هنوز هم كه هنوز است به دلم
سر مي‌زند زني به‌قد و قامت شما

انگار سال‌هاست كه كوچيده‌اي و ما
بر دوش مي‌كشيم غم غربت شما

ما درد خويش را به‌خدا هم نگفته‌ايم
تا نشكنيم پيش كسي حرمت شما

من بيش ازاين مزاحم وقتت نمي‌شوم
بانو خدا زيادكند عزت شما

3-روسري باد را تكان مي داد –مهدي فرجي – انتشارات مرسل – زمستان 1382
براي معرفي اين مجموعه شايد خيلي ديرشده باشد ولي اين تنها بهانه‌اي است براي سپاس از شاعر اين مجموعه كه به‌واسطه‌ي عزيزم جوادآسمان اين مجموعه را براي من فرستاد.البته من ماه‌ها پيش از انتشار، اين مجموعه را ديده‌بودم و شبي را نيز در همدان با بيژن ارژن و مهدي فرجي در مورد آن گذرانده‌بوديم ونيز نسخه‌اي تايپي از آن هم در اختيارم‌بود ولي با توجه به‌اينكه شنيدم تغييراتي در آن صورت‌گرفته،دست نگه‌داشتم تا آنچه از چاپ‌درآمده به‌دستم برسد.

من مدتي‌است ابر بهارم براي تو
بايد ولم كنند ببارم براي تو
اين روزها پر از هيجان تغزلم
چيزي به‌جز ترانه ندارم براي تو
جان من‌است و جان تو، امروز حاضرم
اين را به‌پاي آن بگذارم براي تو
از حد «دوست دارمت» اعداد عاجزند
اصلا نمي‌شود بشمارم براي تو
اين شهر در كشاكش كوه و كوير و دشت
دريا نداشت دل بسپارم براي تو
من ماهيم تو آب،تو ماهي من آفتاب
ياري براي من تو و يارم براي تو
با آن صداي ناز برايم غزل بخوان
تا وقت مرگ حوصله‌دارم براي تو

4-يادواره هفدهمين و هجدهمين شب‌شعر عاشورا-اربعين،ام‌البنين-1382 و1383شيراز
در اين مجموعه‌ي جمعي، حدود 70 شعر(اكثرا غزل) مناسبتي از شاعراني كه اكثرا جوان و نام‌آشنا هستند گردآورده شده‌است.بنا بر گزارشات رسيده در كنگره‌ي امسال كه اواخر فرودين ماه برگزار شد،غزل زير از سركار خانم نغمه مستشارنظامي مورد توجه فراواني قرار گرفته‌است.

زني شبيه خودش عاشق،زني شبيه خودش : مادر
سپرده بر صف آيينه، دوباره آينه‌اي ديگر
دوباره داغ به روي داغ ، دوباره درد به روي درد
كبوتران بدون بال ،كبوتران بدون پر
تمام مرثيه‌ها گفتند به پاي دست تو مي‌افتند
كه در مقابل چشماني عطش‌گرفته و ناباور-
زني دوبازوي خونين را بلندكرده و مي‌گويد:
«دو دست ماه بني‌هاشم فداي زاده‌ي پيغمبر»
زني چنان كه شجاعت را چو شير داده به فرزندان
به آستان تو آورده چهار شير چنان حيدر
چهار شير كه مي‌غرند،چهار شير كه مي‌جنگند
چهار شير كه مي‌آيند ، چهار دسته‌گل پرپر
چهار دسته‌گل پرپر،چهار آينه‌ي ديگر
ستاره‌اند ؟ نه ! روشن‌تر ، فرشته اند ؟ نه ! زيباتر
زني كه داغ پسر دارد ،دوباره داغ دگر دارد
چقدر خون به جگر دارد ، زني بدون پسر ، مادر !
  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸۳