غزل مزل مجموعه‌ی آثار ابراهيم اسماعيلی با مقدمه هايی از استاد محمد مستقيمی و استاد حسين منزوی منتشر شد.منتظر نظرات دوستان هستيم.

با هم يک غزل از اين مجموعه را مرور می کنيم.

 

هيچ‌‌کس نبود.
بود!؟
بود.
يک اتاق بود.

پشت شيشه‌ها کسی شبيه يک کلاغ بود

مطمئنن او کلاغ بود!؟
بود يا نبود!؟

ظاهرن کسی که پشت شيشه بود زاغ بود.

زاغ بود.چشم‌های او شبيه گربه بود.

چشم‌های گربه بود؟

نه! دو تا چراغ بود.

زاغ يا کلاغ يا چراغ فرق می‌کند؟

هرچه بود بود.هيچ‌کس نبود . اتاق بود .

آن کسی که گفت هيچ‌کس نبود پلک زد

چند لحظه بعد پنجره چهارطاق بود

پنجره چهارطاق بود؟

نه ! کسی که بود

اشتباه گفته بود  آن چهارباق بود

يک اتاق      بود يا نبود!؟               

هيچ‌کس نبود.                  

چارباغ بود که پر از کلاغ ... لاغ بود .

 

 

دوستان جهت تهيه مجموعه می‌توانند آدرس پستی خود را برای ما ارسال کنند.

  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸۳