سنگچين

سعيدبيابانكي متولد 1347خميني‎شهرومهندس كامپيوتراست.آثار منتشره او عبارتند‎ ‎از:1-ردپايي‎بربرف(حوزه‎ي‎هنري)و2-نيمي از خورشيد(همسايه قم). سومين اثر او نيز‎ ‎بانام “نه ترنجي،نه اناري”در راه است.او اين روزهابا وبلاگ سنگچين كه لينك آن را‎ ‎مي‎توانيد در كناره‎ي همين صفحه بيابيد به جمع وبلاگ‎نويسان پرشين‎بلاگ‎ ‎پيوسته‎است.از او دو غزل مي‎آوريم كه يكي قديمي‎تر است و چاپ‎شده و ديگري تازه و‎ ‎چاپ‎نشده.او شاعر شناخته‎شده‎اي است كه به توضيحات اضافه‎ي ما ‎نيازي ندارد. ‏‎ ‎


امشب چراغ غم را بالاي بام بگذار
دست مرابگيرودردست جام بگذار
زنهارنشكنددل اين آبگينه ناب‎ ‎
درخواب مرمرينم آهسته گام بگذار
يك سوبريززلفي سويي بكار چشمي
جايي بپاش بويي هرگوشه دام بگذار
آرامشي است يكدست تلفيق خواب ومستي‎ ‎
نام دو چشم خودرا دارالسلام بگذار
تا فاش گردد امشب رسوايي من مست‎ ‎
داغي ز بوسه هايت بر گونه هام بگذار
داروندار من سوخت آتش مزن دلم را
اين بيت را براي حسن ختام بگذار
يك شيشه مي بياور يك جام عطرولبخند‎ ‎
لختي برقص امشب سنگ تمام بگذار




شب است و دختركي بي‎پناه در باران
شب و چراغك خاموش ماه در باران
شب و نگاه هراسان مرد سوزن‎بان
زپشت پنجره‎هاي سياه در باران
پس از گذشتن از آن ريل‎هاي پيچاپيچ
قطار مي‎رسد از گرد راه در باران
قطار مي‎رسد و دخترك در اين گوشه
اسر ميخ هزاران نگاه در باران
تكان نمي‎خورد افسوس دست بي‎تابي
براي دخترك بي‎پناه در باران
نگاه منتظرش شسته مي‎شود در شرم
شبيه چهره‎ي پاك پگاه در باران
نگاه دخترك اما به آخرين واگن
دريغ مي‎شكند بغضش آه...در باران
قطار سوت‎زنان محو مي‎شود دركوه
و دور مي‎شود از ايستگاه در باران
دوباره پنجره و ريل‎هاي پيچاپيچ
دوباره دختر و فانوس و ماه در باران
تمام دارو ندارش از انتظار همين
دو خط آهني راه‎راه در باران

  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ تیر ،۱۳۸٢