هفتاديِ‎ها-۴

محمدرضا حاج‎رستم‎بيگلو
متولد1353‏
كرج
اثر منتشره:مجموعه‎ي مشترك“پراز ستاره‎ام اما‎…‎‏”‏

اولين بار او را در روزهاي داغ تابستان 1377در اصفهان(كتابخانه ‏ابن‎مسكويه) ديديم .پرانرژي و جذاب بود و شعرخواندنش حالت خاصي ‏داشت.از همان روزها كاملا جدي بود و دنبال فضاهاي تازه و بكر ‏مي‎گشت.بعد ها در اولين كنگره هرمزگان،اولين كنگره غزل رشت و...با ‏هم همراه بوديم و او روز به روز نشان داد كه هميشه در حال نفس‎كشيدن ‏فضاهايي تازه در غزل است.يكي از مشخصات او كه باعث شده هميشه از ‏دوروبري‎هايش جلوتر باشد،توجه نسبتا عميق و كاربردي او به ادبيات ‏كلاسيك و جوهره‎ي تغزل است كه باعث مي‎شود غزل او ضمن تازگي به ‏ورطه‎ي فانتزي نغلطد.‏
براي او و خانواده‎اش آرزوي سلامتي و شادي داريم و دو اثر از او مي‎آوريم.با ‏اين اميد كه بزودي مجموعه‎ي آثار او منتشرشود.‏

‏77‏
هفتادوهفت حاصل جمع دو بال‎وپر
هفتادوهفت پر؟بله،هفتادوهفت پر
مثل دوتا كلاغ كه از راه مي‎رسند
مثل دو تا كلاغ كه پر مي‎كشند بر
بالاي هرچه شعر در اين دفتر من است
و قاروقاروقار،سرك مي‎كشند در
ابياتي از پنير و صابون و هرچه نيز
انگشتر و كليد و اسناد معتبر
هشتاد و هشت پر نه!دو كوهان يك شتر
هشتاد و هشت پر؟بله هشتادوهشت پر
مثل دوتا كلاغ كه وارونه مي‎پرند
وارونه مي‎برند خبر را به دور و بر
پنجاه و پنج،يك عدد گرم گرم گرم
حتا از ازدواج دو خورشيد گرم‎تر
اما به شرط آنكه وارونه‎اش كنيد
تا پنج‎ها بچسبد محكم به يكدگر
وبيست و دو،دست عددهاست در دعا
پيوسته در قنوت‎است با چشم‎هاي تر
و يازده دو خط قرينه‎است مثل بيت
يا مثل ريل‎هاي قطار است بيشتر
يا مثل نردبان مصاريع در غزل
يا مثل ايروان نپيوسته‎اي كه هر
پنج شكسته را به خودش ربط مي‎دهد
و بعد مي‎رود به صدويازده سفر
ومنتقد به شاعر هي فحش مي‎دهد
كه من نديدم از اين شعري عجيب‎تر


آكواريوم-2‏
دو جفت ماهي كوچك،دو تا نر اخمو
دوتاش،ماده‎ي نارنجي كمي كم‎رو
كه چين دامنشان مثل دختر كولي
كه چشم قرمزشان بي‎نياز از ابرو
چه‎مي‎شد آه اگر مصرع ششم قايق
چه مي‎شد آه اگر هر الف در آن پارو
شبانه راه مي‎افتاد سمت ماهي‎ها
و تا سحر پي‎شان مي‎دويد تا هر سو
مگر به حيله‎ي جادوگري كه مي‎آمد
شب از توهم شاعر،سوار بر جارو
دو بند نخ بنويسم،دو بيت ابريشم
و چند طعمه‎ي خوش‎عطر از گل شب‎بو
ولي دريغ كه آنها دو ماده‎ي مستند
يكي زرنگ‎تر از تور و آن يكي،ترسو
و من به هيچ طريقي نمي‎توا...پس كي؟‏
نديده‎است كسي ماهي مرا ،پس كو؟ ‏
  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٢