دفترم را نياورده‎ام

شهاب شهابي
متولد1358‏
دانشجوي كارشناسي ارشد

اوفعاليت شعري‎اش را از سال 1375 آغازكرده واگرچه اصفهاني‎است ،خود ‏را مديون راهنمايي‎هاي شاعران خوب خطّه‎ي فارس،محمدحسين بهراميان و ‏عبدالحميد رحمانيان مي‎داند چرا كه شكل‎گيري شعر او در زمان دانشجويي ‏اتّفاق افتاده‎است.در كنگره‎هاي متعددّي از قبيل شعرجوان هرمزگان،دفاع ‏مقدّس مشهد و محراب آفتاب تهران حضور داشته و به رتبه‎هايي نيز دست ‏يافته‎است.با هم دو غزل از او را بازخواني مي‎كنيم.‏


گفتم اين عطر صداي كيست در پيراهنم؟‏
ظاهرا يك عشق نامرئي‎است در پيراهنم
از تو مي‎پرسم،بگو مهتاب!امشب من كي‎ام؟‏
اين عبور كهكشاني چيست در پيراهنم؟‏
آي شبنم‎هاي تنها كم‎كمك حس مي‎كنم
جز من و يك شاخه مريم نيست در پيراهنم
شاپركها را به باغ شاعران دعوت كنيد
گوش كن!...انگار مهمانيست در پيراهنم



آسمان من پرم را نياورده‎ام
خنده‎ي آخرم را نياورده‎ام
گرچه از شهر ققنوس‎ها مي‎رسم
بوي خاكسترم را نياورده‎ام
من كه از غيرت كربلا آمدم
از خجالت سرم را نياورده‎ام
باز تابوت بر شانه‎هاتان تهي است
باز من پيكرم را نياورده‎ام
خواستم يك غزل دل ببارم ولي
حيف شد،دفترم را نياورده‎ام
‏ ‏






بعدالتحرير:لازم دانستيم كه از تلاشهاي بي‎دريغ دوست خوبمان جناب مهندس احسان نوري كه مسئوليت بخش الكترونيك اين دفتر را به‎عهده دارند تشكر كنيم.اخيرترين لطف او به ما كه آخرين هم نخواهدبود،طراحي و نصب لوگو براي غزل امروز است كه دوستان مي‎بينند.در روزهاي آينده نيز شاهد كارهاي تازه‎تري از ايشان در زمينه‎هاي مختلف خواهيدبود.لطفا نظرات خود را در اين موارد براي ما بنويسيد.با سپاس.   
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٢