اما براي شروع بهتر ديديم كه سراغ بزرگترها برويم.
بهمن رافعي.۱۳۱۵.بروجن.
آثار:۱-گلزار جاويد۲-اگر اين ماهيان رنگي نبودند.۱۳۷۸ ۳-بي عشق،ماسنگ،ماهيچ۱۳۷۹ ۴-سالهاي ابري(شعرهاي بروجني)۱۳۸۰
به جرات مي‎توان اورا از پيشروترين غزلسرايان معاصر به حساب آورد.دريغ كه مشكلات متن و حاشيه باعث شده كه او هيچگاه آنگونه كه بايد شناخته نشود.
در زمينه‎ي داستان و فيلمنامه نيز كارهايي درخور دارد كه اميدواريم با فراهم شدن بستري مناسب به همراه ساير اشعار و نقدونظرهاي ادبي‎اش به نشر سپرده‎شود.
با توجه به اينكه سالهاي سال اداره‎ي جلسات مختلفي در اصفهان برعهده‎ي ايشان بوده‎است،تعداد زيادي از غزلسرايان اصفهان را مي‎توان از شاگردان مكتب او دانست.
او در ساير قالب‎هاي شعري و همچنين شعر با گويش بروجني آثاري خواندني دارد.
شايد باورتان نشود كه غزل زير از او باشد.چرا كه بدون بردن نامي از او با يكي از ترانه‎هاي اردلان سرافراز تركيب شده و در مجموعه‎ي ترانه‎ي آقاي سرفراز نيز به چاپ رسيده‎است.
ضمن آرزوي سلامت وشادي براي اين هر دو،اميدواريم كه درآينده بتوانيم بيشتر از بهمن رافعي و آثارش استفاده كنيم.

ازدست عزيزان چه بگويم؟گله‎اي نيست
گرهم گله‎اي هست،دگرحوصله‎اي نيست
سرگرم به خود زخم‎زدن در همه عمرم
هرلحظه جزاين دست مرا مشغله‎اي نيست
ديري است كه از خانه‎خرابان جهانم
بر سقف فروريخته‎ام چلچله‎اي نيست
درحسرت ديدار تو آواره‎ترينم
هرچند كه تا خانه‎ي تو فاصله‎اي نيست
بگذشته‎ام از خويش ولي از توگذشتن
مرزي‎است كه مشكل‎تراز آن مرحله‎اي نيست
سرگشته‎ترين كشتي درياي زمانم
مي‎كوچم و در رهگذرم اسكله‎اي نيست
من سلسله‎جنبان دل عاشق خويشم
بر زندگيم سايه‎اي از سلسله‎اي نيست
يخ بسته زمستان زمان در دل بهمن
رفتند عزيزان و مرا قافله‎‎اي نيست

پاييز۱۳۴۱ -بروجن

نه عزيزان!اشتباه نيست.پاييز۱۳۴۱





  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٢