غزل مرودشت

سلام رفقا

امروز در کوچه پس کوچه های مرودشت به سراغ یکی از همسایه های مشترکمان می رویم

محمد علی پور شیخ علی شاعری که این روزها غزلهای خوبی از او می شنویم

تجربه هایی زیبا که می توان آنهارا در وبلاگ آپادانا2500 مشاهده کرد  با کلیک کردن بر روی اسم وبلاگ سری به ایشان بزنید  ما هم امروز 2 غزل از او خواهیم داشت که اولی را از وبلاگ ایشان بر گزیده ایم

 

محمد علی پور شیخ علی

متولد 1354 از مرودشت

 

من!؟حرف مفت!؟كي زده ام!؟ «زد»چه صيغه ايست؟


من هيچ وقت حرف بدي …«بد» چه صيغه ايست ؟


آدم همين كه پا به دل «جامعه» گذاشت،


شايد درست و راست نفهمد چه صيغه ايست


يعني به باب ميل شما زندگي كنم ؟


آن هم به زور بايد،«بايد» چه صيغه ايست؟


اين زندگي به «قد» خودش ظلم مي كند


آنقدر كه نفهميدم «قد»چه صيغه ايست!


بعدازچقدرعمرمن عاشق شدم ـ همين ـ

 
«هي بچه جان هنوزنبايد!»چه صيغه ايست؟


من را چقدر سكه ي يك پول مي كنيد؟


ازجيب من «گرفتن درصد» چه صيغه ايست؟


وقتي به هردري كه زدم، فقربود با،


نان خداـ ريال،«درآمد»چه صيغه ايست؟


حالاكه بعداين همه سگ دوزدن،به سنگ ـ


برخورده ام، «شروع مجدد»چه صيغه ايست؟


هي وعده،«وعده ي سر خرمن»؛چه خرمني!؟


هي قولهاي شايد،«شايد»چه صيغه ايست؟


آقاي جامعه ! به چي ام گيرداده اي؟


«از لحن من خوش ات نمي آيد» چه صيغه ايست؟


من شاعرم، چه طوري خودسانسوري كنم؟


«ايهام پشت شعرنباشد!»چه صيغه ايست؟


آقاي جامعه!توكه بيزارشاعري،


تبعيض «شاعران مقيد»چه صيغه ايست؟


[]
اسم مرابه گندكشيديد،من تلا

ـ
ـ في …نه، ولش كنيد!«محمد»چه صيغه ايست؟


محكوم «زنده بودنم»،اين «فعل» مرده را


لطفا يكي برام بگويدچه صيغه ايست!

 

 

یکجا بایست پیله نکن، حرف هم نزن

 

اینقدر روبروی سکوتم قدم نزن

 

اینها همه درست که دنیا بی ارزش است

 

دنیای شاعرانه ی من را به هم نزن

 

اصلاً به من چه که تو که هستی که نیستی

 

از کارهای کرده و نا کرده دم نزن

 

من کی کمک گرفته ام از دیگران و تو!؟

 

هی چوب منت همه را بر سرم نزن

 

پابند من نشو ، برو ، پرواز کن برو

 

بیخود دخیل را به ضریح حرم نزن

 

پیله نکن برو ، بخدا بد می آوری

 

من شاعرم کنار خیالم قدم نزن

 

  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٢