باران شب دوم

سلام دوستان.

راستش را بخواهيد،روزی كه دوستانم امير مرزبان و مهدی فرجی خبر دادند كه من هم به بهار دعوت شده‌ام،قدری با ترديد به ماجرا نگاه كردم.اگرچه در كنگره دوم غزل ايران مهر بيكران دوستان بهاري شامل حال من شده بود ولی به لحاظ اينكه ارتباطمان دائمی نشده بود،تعجب كردم كه چطور من؟

به هرحال اينكه بتوانی راه بيفتی بروی و دوستانت را از ميزبان و ميهمان ببينی و دوسه روز فقط در هوای غزل قدم بزني،به قدر كافی شور انگيز هست.

خلاصه راه افتادم و رفتم و حالا كه برگشته‎ام در هر نفس دوبار خداوند را شكر مي‎كنم كه اين سفر را روزی من كرد.بودن با بيژن ارژن،امير مرزبان،مهدی فرجي،محسن ترابی كمال،سعيد جليلی هنرمند،مرضيه فريدی مجيدي،شهلا شهبازی و ديگرانی كه ديدارشان برايمان تازه‌تر بود و شنيدن غزلهای تازه‌ای كه انتظار نداشته‌باشي،بهترين نعمتی بود كه مي‎توانست ارزانی شود.

اما بيش از هرچيز غرض بنده سپاس بی‌حد از همه‌ی دوستان بهاری است كه يكی از بهترين،صميمی‌ترين و آزادترين نشست‎های غزل را به دور از ذره‌‌ای شائبه و كج‌خلقی و با امكانات كمی كه در اختيار داشتند،برگزار كردند.اگرچه امكاناتی كه برای ما فراهم شده بود،بسيار عالی و ستودنی‌بود.

بله!من يكبار ديگر هم ذوق‌زده شدم.به دو دليل.اول اينكه فهميدم هنوز هم تشكل‎های جدی غزل می‌توانند با كمی انصاف راه خود را باز كنند و دوم هم اينكه غزلهايی تازه و زيبا از جوانترها شنيدم.

برنامه در دو بخش صبح و بعد از ظهر برگزار شد .برنامه صبح عبارت بود از پرسش و پاسخ مهمانان با مدعوين كه شرح آنرا بعدا خواهيد خواند.در اين بخش صحبت‎هايی نيز در مورد جريانهای تاريخی و فعلی غزل درگرفت.در برنامه بعد از ظهر نيز مهمانان و ميزبانان شعر خواندند. 

در روزهای آينده از آثار خوب بچه‎های بهار لذت خواهيدبرد.

باز هم سپاس خود و ديگر دوستانم را به همه‎ی نازنينان بهاری ارزانی می‌كنم.اميدوارم كه بتوانيم اين نشست‎ها را ادامه بدهيم.شاد باشيد.

  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ٦:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٢