عباس محمدي

متولد ۱۳۵۶ از خمين

ايشان سرايش شعر را از اواسط سال ۷۹ آغاز نموده 

 

يك شهر نفس مي‌كشد از بوي تن تو

اي سيب ترين وسوسه‌ي من بدن تو

هر روز قدم ميزند از ذهن خيابان

گل‌هاي رز باغچه‌ي پيرهن تو

گم ميكندم شهر ز بس مه زده‌ام من

هر لحظه كه رد مي شود ابر بدن تو

با ماه لب پنجره مي‌آيي و ديوار

قد ميكشد از فاصله‌ها سوي تن تو

 

اي كاش بسوزد غزلم را لب سرخت

قفلي بزند بر دهن من دهن تو

  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٢