نفس‎هاي تازه

دوستان خوب جهرمي فرموده‎اند كه غزلي از پاييز۱۳۸۱ بزنيم.به چشم.قطعاً اين كار را مي‎كرديم ولي تذكر دوستان باعث شد كه زودتر اين كار را انجام بدهيم. دوستان مطمئن باشند كه متوجه سنگيني نامي كه براي دفترمان برگزيده‎ايم،هستيم و از طرف ديگر چشم به ياري شما داريم.روزهاي آينده، ما را جدّي‎تر خواهيد يافت.نيّت ما در بخش‎هاي قبلي حق‎شناسي بود از آنهايي كه عمرشان را به ما بخشيدند و اين كار باز هم ادامه‎خواهد يافت.
در بخش نفس‎هاي تازه ،شما صداهايي را خواهيد شنيد كه كمتر شنيده ايد.براي اينكه مهمان‎نوازي اصفهاني‎ها راثابت كنيم ، اولين نفس تازه را از خراسان امروز برگزيده‎ايم.


عليرضا بديع
شكوفه‎ي فرودين۱۳۶۴ نيشابور
دانش‎آموز سال سوم تجربي
شروع تنفس:۱۳۷۶
شعر را از ۱۳۷۹ با جدّيت پي‎گرفته و در اين راه از خدابخش صفادل،ابراهيم لگزيان و عباس كرخي بهره‎‎برده است.در مسابقات كشوري صبح ديدار مقام اول،در مسابقات دانش‎آموزان كشور مقام دوم و...
او نفس تازه‎اي است كه مي‎تواند تا قله‎اي بلند امتداد پيدا كند به شرط آنكه...

گستره‎ي واژگاني بديع براي جواني در سن‎وسال او شگفت‎آور است.تصاوير تازه وتنيده در شعر او موج مي‎زندو...بقيه را هم شما بگوييد.
غزل زير را در آبان ۸۰ در سن ۱۶ سالگي نوشته كه خواندن آن خيلي چيزها را براي شما روشن خواهد كرد.



زمان خلق تو حتّي خدا جسارت كرد
وعشق،مثل جنوني به زن سرايت كرد
تو را كه سبزترين اتّفاق پاييزي،
تو را كه حضرت ابليس هم عبادت كرد،
نگاه كردم و اي شعر زنده!فهميدم
خدا زمان تراشت چقدر دقّت كرد
زمان خلقت دوشيزه‎يي شبيه شما
اصول فلسفه را مو‎به‎مو رعايت كرد
تراش قامت اسليمي‎ات چه سحري داشت
كه گل به منطق زيبايي‎ات حسادت كرد؟
تو، شعر زنده كه نه...يوحناي انجيلي
از آيه‎هاي تو بايد فقط اطاعت كرد
واز زبان كليساي ”انزلي“بايد
به گوش شرق تو را دم‎به‎دم تلاوت كرد
ببين كه باغ به سوداي پونه معتاداست
بيا كه خاك به عطرت عجيب عادت كرد


اميدواريم كه او وديگر نازنينان نيشابوري روزبه‎روز پيروزتر باشندو از آثار ديگرشان نيز استفاده كنيم.تا بعد...







  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٢