ندامت

اين هم غزلی از مجموعه‎ی رنگ انار بيژن ارژن.

هزارشهربيابان شديم تا رفتی
وكربلای يتيمان شديم تا رفتی

هزارپنجره باران شديم وباريديم
وسقف خانه ی ويران شديم تا رفتی

چوگرگهای گرسنه تن تو را كشتيم
وبره‌های هراسان شديم تارفتی

قسم به اسب سپيدت سياه‌روی‌تراز
كلاغ برف زمستان شديم تا رفتی

قسم به‌موی‌پريشان‌خواهرت كه نخفت
دچارخواب‌پريشان شديم تا رفتی

چه‌روزها كه گذشتند و آفتاب نشد
ومثل شام غريبان شديم تا رفتی

شهادتين نگفتيم بی‌شهادت تو
چه كافرانه مسلمان شديم تا رفتي

  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٢