نفس‎هاي تازه



محمدجوادآسمان
متولد تيرماه1361-اصفهان
دانشجوي فلسفه
از 9سالگي سروده‎است و هنوز كه هنوز است بوي نوجويي در تمام آثارش به مشام ‏مي‎رسد.خود را مرهون معلمان عزيز شعراصفهان،بهمن رافعي و محمد ‏مستقيمي(راهي)مي‎داند.در ساير قالب‎هاي شعري، مي‎سرايد ودر داستان و فيلمنامه هم ‏تجربه‎هايش را آغازكرده‎است.‏
اولين مجموعه‎ي شعر او با عنوان “تجربه‎هاي تاحالا”در نمايشگاه كتاب امسال توسط ‏انتشارات منوچهري عرضه شد.‏
اودرنگارش غزل،تقيّدي به شكل سنتي مصراعي ندارد وآثارش را همانگونه كه ‏مي‎سرايدومي‎خواند،مي‎نويسد. ‏

غزلِ“هنوز”پيشكش اوست به علي خدايي داستان‎نويس نام‎آشناي معاصر.‏

من پنبه بودم توآتش ،تو پشت در من دم در
من بيست‎ويك ساله بودم،توقدري از من جوان‎تر.‏
آن‎روز گنجشك‎ها هم با اين كه برف بدي بود،..‏
حتّا خود من هم آنروز،تصميم بودم كه....آخر...‏
بايست آن دسته‎گل را...‏
‏ كه مي‎خريدم،...خريدم.‏
وبرف بودو
‏ خيابان
‏ پر
‏ كوچه‎پر
‏ عابران
‏ پر
‏ گنجشك‎هارفته بودند.‏
من پشت در مانده‎بودم.‏
دربازشد.“تو”،خودش بود.‏
‏ من برف بودم “تو”دختر.‏
من با خودم گفته‎بودم:‏
اين بار اين بار اين بار،اين بار اين بار اين بار،اين بار،اين بارديگر...‏
دربسته شد.“تو”،خودش بود.‏
آن روز ،من برف بودم.‏
يا روز پايان دي بود يا روز آغاز آذر!...شايد توشايد من...امّا...‏
آن روز، فرقي ندارد يك فوج گلبرگ مرده،يك شاخه گنجشك پرپر.‏

آن روز ،آن روز بوده،البتّه امروز،امروز.‏
اما براي هميشه يكبار برگردازنوخودم را خودت را ،‏
گرماي“دربازشد”را،“گل‎ها و گنجشك‎ها”را در من به خاطر بياور:‏
‏/من ،پنبه بودم،توآتش.من بيست و يك ساله بودم.در،بسته شد
‏“تو”خودش بود.“تو”پشت در،من دم در.آن روز ،گنجشكها هم...‏
‏...گنجشك‎ها رفته بودند.شايد تو ...شايدمن...اما،‏
اين بار ،اين بار،ديگر.../‏
‏...مي‎بخشي از اينكه من را با اين سرووضع ديدي
مي‎بخشي از حرفها و از برف‎هاي مكرّر.‏
امروز،البته روزاست!من،همچنان برف هستم.تو همچنان آتش
اما،من اين ور خط،تو آن ور
‏...پيش خودم فكركردم:‏
خوب است يادش بيايد:‏
من21 ساله هستم،او چندسالي جوان‎تر...!‏



ضمن سپاس از همه‎ي دوستاني كه به ما سرمي‎زنند،اميدواريم كه عزيزان به اظهارنظر در مورد آخرين يادداشت‎ها اكتفا نكنند و در مورد آثار تك‎تك دوستان اظهارنظركنند.
ما قول مي‎دهيم كه اگرچنين باشد حداقل روزي يك‎باريادداشت تازه‎اي بنويسيم واگرنه،كمتر بنويسيم تا صاحبان‎آثار اين دفتر نظرات بيشتري بشنوند.
پايدار باشيد.


  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٢