اينم يه مدلشه

سلام دوستان

امروز با دو غزل از مرتضي سنجوري در خدمت شما هستيم.آنهايي كه در سالهاي پاياني دهه‌ي 70 در دانشگاه آزاد نجف‌آباد بودند،به ياددارند كه تقريبا هرماه دفتر شعر دانشگاه يك محفل شعر برگزار مي‌كرد.مديريت دوره‌اي از فعاليت دفتر شعر بر عهده‌ي جواني بلندبالا بود كه وقتي از دور نگاهش‌مي‌كردي،از اخمهايش مي‌ترسيدي ولي همين كه از نزديك با او مواجه مي‌شدي غير از فروتني و مهرباني نمي‌يافتي.مرتضي يا به قول خودمان رامين سنجوري هنوز هم مي‌نويسد ولي به‌نظر مي‌رسد كه زندگي هيچ‌وقت با او به‌گونه‌اي كنار نيامده كه بتواند شعر را با فراغ بال دنبال كند.او متولد 1353 و مهندس صنايع است.قبلا از برادركوچكتر او «امين»نيز دوغزل آورده‌بوديم.مرتضي بايد حواسش را جمع كند وگرنه در غبار برادر كوچكتر مي‌ماند. براي اين دو برادر وديگر دوستان شاعرساكن شاهين‌شهر آرزوي شادي و پيروزي داريم.

 

درآخرين لحظات اعتراف خواهم‌كرد
در ازدحام سكوت اعتكاف خواهم‌كرد

بس‌است هرچه كه خنجر به پشت خود زده‌ام
حضور حنجره‌ام را غلاف خواهم‌كرد

شكسته‌بود از اول و فكركردم نيست
پري كه نذر بلنداي قاف خواهم‌كرد

به عمر دربدر من چقدر مديون است
حساب ثانيه‌هايي كه صاف خواهم‌كرد

كسي هنوز نمي‌داند اينكه من يك‌روز
دوباره با دل خود اعتراف خواهم‌كرد

دوباره يك‌نفر از بيت آخرم ردشد
كه عاقبت خود او را طواف خواهم‌كرد

 

 

يك مرد يك جاده ولي كو پاي رفتن؟
شايد كه او مي‌مرد در اثناي رفتن

يك عزم يك ترديد يك اندوه يك شوق
انجام هركاري به استثناي رفتن

وقتي كه برگشت و نگاهي تلخ از او ريخت
از دست او رفت آخرين ياراي رفتن

دستي به روي شانه‌ يك نيروي تازه
مادر و حكم لازم‌الاجراي رفتن

 

 

بعدالتحرير:

1-جاي همه‌ي دوستان خالي بود.جاده‌ي زنجان به گيلوان را حتما روزي تجربه‌كنيد.البته اگر بتوانيد در كنار سلطان حسين منزوي ودوستاني به خوبي محمدرضا‌يزدان‌پرست و محمدجواد آسمان باشيد چه بهتر. عروسي خواهر شاعرم سيده زهرا بصارتي متقی هم به‌خوبي و خوشي والبته با شوق و شور حضور سلطان برگزارشد.از دوستان شاعر سيد مهدي موسوي(كرج)هم آمده‌بود.باز هم براي سيده‌زهرا و همسرش آرزوي خوشبختي داريم.

2-من فردا شب بنا به دعوت دوستان شاعرم عازم مرودشت هستم. در روزهايي كه همايش شب‌هاي شهريور(شما بخوانيد شب‌هاي تهران)برگزار مي‌شود،برگزاري مراسمي در مرودشت كه اين روزها يكي از كانون‌هاي جوشان شعر جوان است مي‌تواند بي‌لطف نباشد و حتا شب‌هاي شهريور راهم تحت تاثير قراردهد.

عزيزان شهريوري امسال با ارسال و عدم ارسال نامه‌هاي فراخوان آب پاكي را از همان اول روي دست آنهايي ريختند كه حتا اگر بهترين كارها را هم مي‌فرستادند،دعوت نمي‌شدند.دستشان درد نكند.البته براي بنده يك پيغام مستقيم شفاهي نيز رسيد كه اگر...آنگاه بله.بگذريم.تا بعد...

 


 

  
نویسنده : غزل امروز ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٢